رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

کلبه 3 نفره ما ولی پر از عشق

1392/10/23 21:32
نویسنده : رومینا
406 بازدید
اشتراک گذاری

سلااااااااااااااااااااااااااااام

خوبین دوست جونیاییییییییییییییییییی خودم

این سلام من هم بلند بود هم بغل توش بود هم یه عالمههه ماچچچچچچچچچچچچچچ

ولی روزها پشت هم میگذرن و منم هم کار زیاد دارم با رادوین  وروووووووووووووووووووجک  هم نمیتونم

هیچ کاری جز روزمره انجام بدم..

زندگیمون رو رواله

هر جا عشق باشه روبراهه

روبراهه  اینا به قوله ۲۵ باند بود.. که عاشق اهنگشونم..قلب                                                                                                                                                                                                   چند روزه که احسان  شبها میشینه تا دیر وقت درس میخونه  چون واقعا دیگه رادوین  طی روز نمیزاره  ناراحت  البته حق با رادوین هست  بازی و ازادی حق کودک هست ولی ما  مجبور هستیم که دیگه قید  درس و خیلی چیزهای دیگه رو فعلاااااااااا بزنیم  خنثی 

امروز 5امین جلسه کلاس رانندگیم بود  هر روز باید 8 صبح برم تعلیم و رانندگی نیشخند   و رادوین رو میزارم پیش مادر شوهری پایین   .قلب

مربیم رو مرد برداشتم چون اقایون بهتر اموزش  میدن و اقای افشار از اون دسته مربی هایی هست که اصلا  ترس نداره و دل جرات دار هست  و من رو همش میبره مرکز شهر . لبخند   خودش گفت که نمیخواد  تا اموزشگاه بیای و دوباره برگردی  میام  جلوی در خونتون از اونجا بشین  بعد جلوی در خونمون هم پیاده میشم . از این جهت خیلی راحت هستماز خود راضی  وگرنه کی حال داره تا اموزشگاه بره اونننننننننننننننم 8 صبح تعجب   

متین هم با من همراه میاد . بعد از من نوبت متین هست  . فردا دوتامون  پشت سر هم کلاس داریم . ابرو 

رادوین  بدجور وابسته مادر بزرگ و پدر بزگش شده . خیلیییییییییییییی خوبه هاااااااااا   چون همیشه خاطره خوب تو ذهنش از پدر بزرگ و مادربزرگ  میمونه ولی دیگه الان جرات نداریم از جلو پله ها رد بشیم 10 شب باشه 12 شب باشه 3 ظهر باشه فرق نمیکنه  جیغ و گریه که میخواد بره  پایین گریه    بنده خدا مادرشوهری دیشب 12 شب خواب بود  و ما از بیرون اومدیم  رادوین گریه و جیغ که بره پایین  . اونا هم بیدارشدن و اومدن جلو در گفتن نزارید گریه کنه اشکال نداره بزار بیاد پایین  بازی کنه و ما هم تسلیم شدیم  و رادوین رفت پایین  ولی زودی خوابش گرفت و اومد بالا . خنثی     

از کارهاش بگم که خیلی شیرین بازی در میاره

دستشو میزاره رو کمرش دولا دولا راه میرهنیشخند   که ما بهش بگیم  ای وایییییییییی پسرمون پیر شده  رادوین پیر شده اونم کلی ذوق میکنه نیشخند   

   جیشششش رو قشنگ میگه . راه میره میگه جیش جیش نیشخند

روی استین  لباسش خیلی حساس هست   وقتی که میخوام دستش رو بشورم  استینش رو بزنم بالا حتما باید زودی بیارم پایین وگرنه شاکی میشه نیشخند   

یه چیز جالبی که برام بود اینه که چند روز پیش شبکه 5 داشت تبلیغ  فیلم باغ سرهنگ رو نشون میداد یه دفعه رادوین اب پرتغال دستش بود پرت کرد و جیغ زد  اومد بغلم و کلی ترسیده بود  نمیدونم چراااااااااااااااااااااامتفکرمتفکرمتفکر

 مخصوصا  اون قسمتی که عروس خانم میخواد بلههههههههههه بگه  میگه سرکار خانم عبدی وکیلمممممممممممم نیشخند 

 خودم کلی خنده ام گرفته بود ولی جلوی خودم رو گرفتم ارومش کردم  و هر وقت  تبلیغ اون فیلم میومد همینجوری فرار میکرد  تا اینکه اروم اروم  باهاش حرف زدم گفتم پسرم  بیا بغلم بشین ببین چیزی نیست

 حالا الان  دومین قسمتش  شروع شده  و بهتر شده خنده                

 

   عاشق  تبلیغ  کباب پز   پلین   هست  و  کلا پیام بازرگانی  رو دوست داره برنامه اش رو ضبط کردم  موقع غذا دادن از این ترفندها استفاده میکنم  دیگه چی کنمممممممنیشخند

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

مامان الیار
24 دی 92 12:54
عاطفه مامان ستیا
24 دی 92 16:59
بزنیم به تخته ماشالااااااااااا ایشالا همیشه پر از عشق وصفا باشه
شبنم
25 دی 92 0:15
سلام رومینا جوون اول از همه به خودت تبریک میگم بابت پشتکارت واسه ی تصمیم کبری ایی که برای گرفتن گواهینامه رانندگی گرفتی !!! بعدشم روی ماه خودت و پسری رو میکنم دست آخر هم به خدای بزرگ می سپارمتون
عاطفه مامان الای
26 دی 92 12:26
رومینا جون از این نکات تربیتی هم ممنون که گذاشتی وما استفاده کردیم عزیزم رادوین رو ببوس البتهدوست داشتم از نزدیک ببوسمت میدونی چقدر دوست داشتنی هستی؟
رومینا
پاسخ
مرسیییییییییییییییییی گلم ممنون از محبتت .
امیرحسین کوچولو نفس ما
29 دی 92 4:04
ای جونم پسر بلا،چه پدر بزرگ و مادر بزرگ خوبی.الهی که کلاسها خوب پیش بره.عجب سعادتی 《آموزش رانندگی با ایاب ذهاب رایگان》[چشمک[
شکوفه
5 بهمن 92 19:30
مانی من هم تازگیا به سریالا و اتفاقاتش واکنش نشون میده. مثلا سریال آوای بارانو که اوایل میدید همش میگفت بارانو تو انباری زندونی کرده و حتی گریه میکرد. همین سریال باغ سرهنگم وقتی پسره با اون روحه دعواش شده بود همش میگفت دعوا میکنن.اینو نبینیم. خیلی حساس شده.دیگه حتی سریال داخلی هم نمیشه به خاطر بچه ها نگاه کرد.خارجیا هم که جای خود.
رومینا
پاسخ
قربونش بشم من که اینقدر روحیه اش لطیفهههههههههه. راست میگی وقتی اینجوری باشه دیگه نمیشه تلویزیون نگاه کرد